خانه / مذهبی / عـمل صالح زمینه تقرب به خدا

عـمل صالح زمینه تقرب به خدا

نت ناب: بر اساس آموزه های قرآنی انسان باید کاری کند تا به خداوند تقرب بجویید. از آن جایی که این تقرب معنوی است نه مکانی، پس اسباب و وسایل تقرب نیز متفاوت خواهد بود و این گونه نیست که انسان با سیر و سفر و سلوک در جاده ها و پیمودن راه های معمولی جغرافیایی در زمین و آسمان به خدا تقرب جوید، بلکه باید سیر و سفر و سلوک در جاده های معنوی و راه های قلبی و روحی و روانی باشد؛ این گونه است که عمل صالح با نیت صالح جایگاه و نقش اساسی را در تقرب به دست می آورد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا این امر را بر اساس آموزه های وحیانی اسلام تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عمل صالح و عامل قرب به خدا

تقرب ، نزدیکی روحانی به خدا

واژه تقرب از ریشه قرب به معنای نزدیکی است. تقرب جویی به معنای آهنگ و شتاب برای نزدیکی به منافع خود است. تقرب می تواند مادی یا معنوی باشد؛ زیرا چیزی که مطلوب است از این دو حال خارج نیست.

قرب و تقرب مادی، مکانی، زمانی و نسبی است. در این گونه قرب چیزی در هویت و ذات و شاکله متقرب تغییر نمی کند، بلکه تنها یک جا به جایی مکانی انجام می شود یا در زمانی به طور نسبی به آن مطلوب نزدیک می گردد.

اما در تقرب معنوی، تغییرات و تبدلاتی در هویت و ذات و شاکله متقرب رخ می دهد.

اصطلاح تقرب در آموزه های قرآنی برای نزدیکی و قرب به خداوند به کار رفته است و از آن جایی که خداوند امری مادی نیست و جسمی ندارد، به طور طبیعی نمی تواند تقرب بنده به خداوند تقربی مکانی و مادی باشد، بلکه مراد تقرب و قرب روحانی و معنوی است که با تغییرات و تبدلاتی در ذات بنده همراه است. از این روست که در آیات قرآنی وقتی از قرب و تقرب به خدا سخن به میان می آید به معنای رنگ خدایی گرفتن و متاله و خدایی شدن است که در آیه ۱۳۸ سوره بقره بیان شده است. بر همین پایه در تقرب بنده به خدا گفته می شود: تقرّب معناى نزدیکى روحانى است که با اتّصاف خود به صفات کمال و پاک کردن خویش از عیوب و نقایص حاصل مى‌شود.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌۶۶۴‌-‌۶۶۵‌، «قرب»)

بنابراین، اگر کسی بخواهد به خداوند تقرب جویید باید به جای پیمودن مکان و جغرافیای مادی و سیر و سفر مادی همانند رفتن به خانه خدا و سرزمین مکه و کعبه، باید سیر و سفر معنوی و روحانی داشته باشد؛ هر چند که گاه سیر و سفر مادی و مکانی می تواند اسباب و زمینه هایی را برای سیر و سفر معنوی و مکانت فراهم آورد و شرایط و مقتضیاتی را برای سفر روحانی به شکل بهتری فراهم آورد؛ زیرا بر اساس آموزه های قرآنی مکان ها همانند مکه و مدینه و زمان ها همانند شب و سحر و جمعه و ایام الله در ایجاد بستری مناسب برای سیر و سلوک معنوی و روحانی نقش پررنگی را ایفا می کنند، ولی هرگز به این معنا نیست که مسافر مکه و مدینه در شب و سحر بدون مسافرت معنوی و روحانی می تواند به هدف تقرب دست یابد، بلکه اگر سفر معنوی انجام نشود هرگز چنین تقربی دست نخواهد داد؛ بلکه حتی می توان کسانی را یافت که بدون رنج سیر و سفر مادی و مکانی، تنها با سیر و سفر معنوی در درون خویش توانسته اند تا درجات و مراتب بسیار بالای آن پیش روند و تقرب و نزدیکی بجویند.

در آیات قرآنی برای بیان این مقصود یعنی «تقرب روحانی و معنوی بنده به خدا» از واژه‌هایى چون «قرب»، «زلفى»، «عند ربّهم»، «عنده»، «عند ربّک»، «عنداللّه»، «درجات»، «قریب»، «وسیله» و برخى جملات استفاده شده است.

نیت مهم ترین عامل معنوی در تقرب به خدا

اینک که دانسته شد تقرب به خدا یک سیر و سلوک معنوی و درونی است نه بیرونی، باید دانست که نقش اصلی را امری به عهده دارد که درونی است و معنوی.

این جاست که نقش نیت در تقرب معنوی خودش را نشان می دهد و به عنوان اصلی ترین و مهم ترین عامل معنوی در تقرب معنوی به خدا مطرح می شود.

این که در آیات و روایات بر نیت تاکید می شود، به دلیل همین خصیصه و خصلتی است که در تمام اعمال صالح هم چون تقرب جویی مطرح است. از همین روست که گفته می شود: انما الاعمال بالنیات، ارزش اعمال به نیات آن است. پس اگر نیت خوب نباشد عمل یا بی ارزش یا کم ارزش و حتی گاه ضد ارزش می شود. بنابراین، اگر بخواهیم عملی دارای ویژگی های ارزشی و تاثیرگذار داشته باشیم می بایست نیت خوب داشته باشیم. این گونه است که در آموزه های قرآنی هماره حسن فعلی و کار نیک و عمل صالح زمانی ارزشمند و تاثیرگذار می شود که همراه با حسن فاعلی و نیت خیر و قصد تقرب به خداوند انجام گیرد.

بر اساس همین امر هر گونه ناخالصی در نیت و حسن فاعلی به معنای بی ارزشی عمل تلقی می شود و خداوند در حدیثی قدسی فرموده است: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا خَیْرُ شَرِیکٍ مَنْ أَشْرَکَ مَعِی غَیْرِی فِی عَمَلٍ عَمِلَهُ لَمْ أَقْبَلْهُ إِلَّا مَا کَانَ لِی خَالِصا ؛ من بهترین شریک هستم،هرکس در اعمالش غیر من راشریک گرداند، می‌پذیرم و همه را به شریکم واگذار می‌کنم، مگر اینکه خالصآ برای من باشد.( کافی ، ج‏ ۲ ، ص ۲۹۵ ، ح ۹ ؛ وسائل الشیعه، ج۱، ص۷۲)

در آیات قرآنی از بندگان خواسته شده تا اعمال خویش را خالص گردانند و با اخلاص عمل را انجام دهند تا حسن فعلی عمل با حسن فاعلی همراه شود. از آن جایی که کلمه اخلاص از ریشه خلص به معناى پیراستن از آمیختگى و برگزیدن است، پس درخواست اخلاص در عمل به معنای بیزارى از غیر خدا است به طوری که تنها خداوند در نیت شخص قرار گیرد.( مفردات‌، راغب، ذیل واژه خلص) در آیات قرآنی برای بیان این مفهوم یعنی اخلاص عمل برای خدا از واژه‌هاىی چون «اخلص» و مشتقات آن، هم چنین «یریدون وجهه»، «اتّبع رضوان اللّه»، «أسلم وجهه للّه»، «نصحوا للّه»، «لن‌ندعوا من دونه إلها»، «ابتغاء وجه ربّهم»، «لوجه‌اللّه»، «قربات عند اللّه»، «للّه»، «ابتغاء مرضات اللّه»، «إن أجرى إلاّ على ربّ العالمین»، «اعبدوا اللّه ما لکم من إله غیره» و مانند آن ها استفاده شده‌است.

از آیات قرآنی هم چنین این معنا به دست می آید که این سیر و سفر معنوی و روحانی که در درون و در قالب نیت و حسن فاعلی انجام می گیرد می بایست از حالت حال و گاه گاه و در مورد یک عمل یا بخشی از عمل به حالت نه تنها ملکه بلکه مقام در آید و شخصیت و شاکله وجودی اش را در بر گیرد، به طوری که شخص نه تنها در یک عمل صالح چون نماز و انفاق باید حسن فاعلی و نیت الهی از اول تا آخر داشته باشد، بلکه باید در همه اعمال صالح خویش این گونه باشد و هرگز غیر از خداوند در نیت خویش وارد نکند. خداوند این شرط اساسی در نیت و حسن فاعلی را در قالب اسم متقین بیان کرده و در آیه ۲۷ سوره توبه می فرماید: انما یتقبل الله من المتقین؛ خداوند فقط از پرهیزگاران می پذیرد. به این معنا که شخص از نظر تقوایی به مرتبه ای برسد تا صفت متقین جزو خصلت ها و شاکله و شخصیت وجودی و هویتی او شده باشد. در این صورت است که فراتر از اصل صحت عمل، این عمل صالح مقبولیت پیدا می کند و آثار و برکات خود از جمله تقرب را موجب می شود.

از آیات قرآنی به دست می آید که ارزش عمل صالح تنها به نیت خالص و حسن فاعلی آن است. به عنوان نمونه خداوند در ۵۲ سوره انعام و ۲۸ سوره کهف، پیامبر(صلى الله علیه وآله) را ، موظّف به ارزشمند قلمداد کردن شخصیت و نفس مؤمنان به‌دلیل اخلاص آنان در عبادت‌هاى آنان دانسته است و در آیه ۱۱۲ سوره بقره و آیات ۱۶۲ و ۱۶۳ سوره آل عمران و ۱۲۵ سوره نساء نیز کسب اخلاص در اعتقاد و عمل را مایه ارزشمندى انسان نزد خداوند معرفی می کند. از نظر قرآن ارزش اعمال، در پرتو صداقت و خلوص و عدم آمیختگى آن به ریا خواهد بود(بقره‌، آیه ‌۱۱۲؛ اسراء‌، آیه ۸۰؛ لقمان ، ایه ۲۲) و صلاح و شایستگى عمل منوط به خلوص و خالى‌بودن از کم‌ترین شائبه شرک دانسته شده است.(کهف، آیه ۱۱۰)

عمل صالح بال دیگر تقرب به خدا

با آن که در آیات و روایات بر پایه و اصیل بودن نیت و حسن فاعلی تاکید بسیار شده است ولی این بدان معنا نیست که این نیت به تنهایی کفایت می کند؛ بلکه این نیت نیازمند بالی دیگر است تا بتوانند با هم شخصیت انسانی را در مسیر صعود یاری رسانند و بالا برند و تقرب را موجب شوند.

بر اساس آموزه های قرآنی نیت نیازمند عمل صالح است تا این پرنده الهی را به پرواز در آورند و روح و روان آدمی بتواند به سوی خداوند بالا رود. خداوند می فرماید: إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ؛ سخنان پاکیزه و نیت نیک به سوى او بالا مى‏رود، و کار شایسته به آن رفعت مى‏بخشد.(فاطر، آیه ۱۰)

بنابراین، بر پایه آموزه های قرآنی عمل صالح بدون نیت نیک و یا نیت نیک بدون عمل صالح کارآیی چندانی ندارد، چنان که عمل بد و یا نیت بد اصلا کارایی ندارد و موجب سقوط می شود؛ تنها انسان می تواند با نیت نیک و عمل نیک خودش را بالا برد و در مسیر تقرب گام بردارد.

آیات و روایات در این زمینه بسیار است. از جمله خیثمه گوید: قالَ لى أبوجَعْفَر علیه السلام: اَبلِغْ شیعَتَنا إنَّهُ لَنْ یُنالَ ما عِندَ اللّهِ إلاّ بِعَمَلٍ وَ اَبْلِغْ شیعَتَنا إنَّ اَعْظَمَ النّاسِ حَسرَهً یَوْمَ القِیامَهِ مَنْ وَصَفَ عَدْلاً ثُمَّ یُخالِفُهُ إلى غَیرِهِ؛  امام باقر علیه السلام به من فرمود: به شیعیان ما ابلاغ کن به آنچه نزد خداست، جز با عمل «صالح» نمى توان رسید. به شیعیان ما بگو: در روز قیامت حسرت کسى بزرگتر و بیشتر است که رفتار عادلانه اى راستایش کند و بر خلاف آن سمت و سوى دیگر حرکت کند. (اصول کافى، ج ۳، ص ۴۰۹)

بسترها و زمینه های تقرب به خدا

از نظر قرآن برخی از کارها به عنوان بستر و زمینه ساز تقرب نقش اساسی را می تواند ایفا کند. به سخن دیگر، اگر گفته شده که حسن فاعلی و حسن فعلی یعنی نیت نیک و کار نیک دو بال پرواز سالک به سوی خداوند در سیر و سفر معنوی و تقرب جویی به خداوند است؛ برخی از اعمال و کارهای نیک در این میان نقش فزون تری را ایفا می کنند و بستر مناسبی را برای پرواز فراهم می آورند.

اگر بخواهیم تمثیلی در این زمینه داشته باشیم باید گفت که یک هواپیما با دو بال برای پرواز نیازمند اموری چون باند پرواز مناسب، هوا و جو مناسب، سوخت مناسب و مانند آن هاست. برخی عوامل و اعمال نیک و صالح در مرتبه اول و برخی در مرتبه های دیگر برای یک پرواز مناسب و سالم و خوب است. بنابراین، نمی توان همه عوامل و اعمال صالح را در یک درجه دسته بندی کرد. این گونه است که در آیات قرآنی بر محوریت و اصالت برخی از اعمال به عنوان اعمال و عوامل اصلی تاکید شده است. می توان گفت که بر اساس آموزه های قرآنی تقسیم بندی تکالیف و وظایف بندگان به پنج نوع بر اساس کارکردهای قوی و ضعیف و کم یا حتی متضاد و متقابل قوی و ضعیف اعمال در تقرب جویی انسان است.

پس آن دسته از اعمال و تکالیف که به عنوان واجب تلقی شده همان اعمال صالح اصلی است که باید در هر حال فراهم باشد تا زمینه اصلی پرواز فراهم آید. در مرتبه بعد اعمال مستحب است که خودشان به مستحب موکد و غیر موکد تقسیم می شود. اعمال مباح و مجاز در مرتبه سوم اهمیت قرار می گیرند.

در مقابل برخی از اعمال می تواند جلوی پرواز را بگیرد و هواپیما را از حرکت و پرواز باز دارد. این عوامل خود به دو دسته اصلی محرمات و مکروهات دسته بندی شده است. محرمات عواملی است که اصولا اجازه نمی دهد پروازی صورت گیرد و همانند توفان و برف و بوران عمل می کند و مکروهات نیز عواملی است که ممکن است همانند پرندگان اطراف موتور به سوی موتور کشیده شده و پرواز را مختل یا موتور با نقص فنی مواجه سازد.

به عنوان نمونه خداوند در آیات بر اصل تقوای الهی که همان انجام تکالیف الهی از واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات است تاکید کرده است؛ زیرا تقوای الهی از سوی انسان نشانه ای از ظهور جلال و جمال الهی و خوف و رجا در قلب آدمی است. در این میان برخی از اعمال به شدت می تواند بازدارنده از پرواز تقربی انسان باشد. از این روست که پرهیز گاری و ورع در آن به شدت مورد تاکید قرار می گیرد. ابو حمزه ثمالى مى گوید امام باقر علیه السلام فرمود: عَلَیـکُم بـِالوَرَعِ فَاِنَّهُ لَیْسَ شَىءٌ اَحَبَّ إلَى اللّهِ تَعالى مِنَ الـوَرَعِ وَ عِفـَّهِ بَطْنٍ وَ فَرْجْ؛ بر شـما باد ورع و پارسـایى، که چیزى نزد خداى متعال محبوب تر از پارسایى ومهار زدن بر شکم وغریزه جنسى نیست.(مستدرک، ج ۱۱، ص ۲۶۵؛ جامع الاحادیث، ص ۱۸۳)

امام باقر علیه السلام در جایی دیگر فرموده است: ما مِنْ شَیْى ءٍ أبغَضُ إلَى اللّهِ مِنْ بَطْنٍ مَملُوءٍ؛ هیچ چیز به اندازه شکم انباشته، منفـور خـداوند نیسـت. (الکافى، ج ۶، ص ۲۷۰، جامع الاحادیث کتاب الغایات، ص ۲۰۱)

هم چنین جابر مى گوید، امام باقر علیه السلام به من فرمود: عَنْ جابر عَنْ أبى جَعْفَر علیه السلام قالَ، قالَ لى: یا جابِرُ ! مَنْ دَخَلَ عَلَیهِ شَهرُ رَمضانَ وَ صامَ نَهارَهُ وَ قامَ وَرْداً مِنْ لَیْلِهِ، وَ حَفِظَ لِسانَهُ وَ فَرجَهُ وَ غَضَّ بَصَرَهُ وَ کَفَّ اذانَهُ، خَرَجَ مِن الذُّنُوبِ کَیَومٍ وَلَدَتهُ اُمُّهُ. قالَ قُلْتُ: ما احَسنَ هَذا مِنْ حَدیث، جُعِلتُ فِداکَ. قالَ: ما اشَدَّ هَذا مِنْ شَرْطٍ؛ هر کس ماه رمضان بر او وارد شود و روزهایش را روزه بدارد و پاسى از شب را به نیایش برخیزد و زبانش را نگهدارد و چشم خود از حرام بربندد و آزار به کسى نرساند، مثل روز تولد از مادر از گناه پاکیزه مى شود. گفتم: چه حدیث خوبى! فرمود: چه شرایط دشوارى ! (جامع الاحادیث، ص ۲۲۲، الکافى، ج ۲، ص ۸۷)

پس ترک محرمات باید در دستور عمل اول قرار گیرد؛ زیرا بسیار خطرناک است؛ چرا که روح انسانی و روان و نفس آدمی در حالت اعتدال و استوایی است که فطرت اقتضای طبیعی تقرب و پرواز به سوی خدا را داراست و اگر انسان زنگاری از گناه بر فطرت نگیرد موتور آدمی روشن و فعال برای پرواز است و تنها باید محدودیت ها را بردارد تا پرواز شدنی شود.

خداوند درباره علت هبوط حضرت آدم(ع) به این نکته اشاره می کند که زمینه فطری در وی بوده و تنها می بایست تقوای پرهیز را داشته باشد تا بتواند در حالت عروجی و تقرب باقی بماند، اما او دچار وسوسه شیطان شد و در مقام عمل به سبب فقدان عزم به گناه و محرمات دچار شده و زمینه هبوط برایش فراهم شد.(طه، آیه ۱۱۵)

برخی از مهم ترین زمینه ها و عوامل تقرب می توان به اموری چون اجتناب از تکبر(اعراف، آیه ۲۰۶)، تسبیح مستمرّ براى خدا(انبیاء، آیات ۱۹ و۲۰؛ فصلت، آیه ۳۸)، تواضع و خضوع (اعراف، آیه ۲۰۶؛ انبیاء، آیه ۱۹)، سجده(اعراف، آیه ۲۰۶)، عدم خودداری و استنکاف از عبادت (همان) و مانند آن ها اشاره کرد.

در میان کارهای نیک امام باقر علیه السلام می فرماید برترین کار همان ایمان توحیدی است. ایشان فرموده است: ما شَى ءٌ أعظَمَ ثَواباً مِن شَهادَهِ اَنْ لا إلهَ إلاَّ اللّهُ، إنَّ اللّهَ لا یَعْدِلُهُ شَى ءٌ وَ لا یُشرِکُهُ فِى الاُمُورِ اَحَدٌ؛ هیـچ کارى ثوابـش بـالاتر از این نیست که بـه «لا اله الاّ اللّه » گواهى و شهادت دهى. براستى خداوند را هیچ چیز همانند و برابر نیست و در کارها هیچ کس شریک او نیست. (الکافى، ج ۲، ص ۳۷۵)

چنین ایمانی موجب می شود که از همه به سوی خداوند فرار کند (ذاریات، آیه ۵۰) و خداوند را غنی حمید بالذات و خود را فقیر بالذات می داند.(فاطر، آیه ۱۵) از این رو، تنها از خداوند حاجت می طلبد و این گونه محبوب خداوند می شود و به خداوند تقرب می جوید، چنان که امام باقر علیه السلام فرمود: ما مِنْ شَى ءٍ اَحَبَّ إلَى اللّهِ مِـنْ أنْ یُسْـألَ ما عِنْـدَهُ؛ هیچ چیز در نزد خدا آن قدر مطلوب و محبوب نیست که آنچه نزد اوست از وى درخواست و تقاضا شود. (المحاسن، ص ۲۹۲، جامع الاحادیث، ص ۱۸۳)

انسان که عزم خود را جزم می کند تا آن چه را می داند را انجام دهد تا صفات خدایی پیدا کند و رنگ خدایی گیرد و این گونه به خداوند نزدیک شود، هماره تلاش می کند و دست از کار و تلاش بر نمی دارد تا به هدف برسد. این گونه است که صراط مستقیم شریعت را بهترین و کوتاه ترین و آسان ترین راه برای رسیدن به حقیقت تقرب و متاله شدن در سیر و سلوک معنوی و روحانی می داند و بر انجام و استمرار کارهای نیک استقامت می ورزد و از امدادهای غیبی الهی بهره مند می شود (فصلت، آیه ۳۰)؛ از همین روست که امام باقر(ع) و استقامت و استـمرار در کارهای نیک تاکید داشته و فرموده است: امام باقر علیه السلام فرمود: اَحَبُّ الاَعمالِ إلَى اللّهِ تَعالى أدوَمُهـا وَاِنْ قَلَّتْ ؛ محبوبترین کارها نزد خداى متعال آن کارى است که دوام بیشـترى دارد، گرچـه انـدک باشـد. (جامع الاحادیث، ص ۱۸۲)

و از آن جایی که می داند رسـیدگى به مشکلات مـردم در نزد خداوند بسیار مهم و ارزشمند است و در این میان برخی از کارها بسیار محبوب تر به همان ها اقدام می کند؛ چنان که امام باقر علیه السلام در جایی دیگر فرموده است: إنَّ أحَبَّ الاَعمالِ إلَى اللّهِ تَعـالى سَبعَهٌ: اِشْباعُ جُوْعَهِ مُؤمِنٍ، وَ تَنـفیسُ کُرْبَتِهِ، وَ قَضاءُ دینِهِ، وَ إنَّ مَن یَفعَلُ ذلِکَ لَقَلیلٌ؛ محبوبترین کارها در نزد خداى تعالى هفت چیز است، از جمله: گرسنگى مؤمنى را سیر کند، اندوه غمزده اى را برطرف سازد، قرض بدهکارى را بپردازد. کسانى که این گونه رفتار کنند، اندکند. (جامع الاحادیث، ص ۱۸۳، بحارالانوار، ج ۷۴، ص۳۶۹)

پس در طول روز هر جا دست داد کاری برای مردم می کند و هر گاه بی کار شده و کاری ندارد، به کار اصلی باز می گردد که همان قـرآن خـوانى به میزان توان و امکان است که در آیه ۲۰ سوره مزمل خداوند فرمان داده است ؛ چرا که برترین عبادت ها در کنار دیگر عبادات است؛ چنان که امام باقر علیه السلام فرموده است: أفْضَلُ العِبادَهِ ألقَرائَهُ فِى المُصحَفِ؛ برترین عبادت، تـلاوت قـرآن است. (بحارالانوار، ج ۹۲، ص۲۰۲)

به سخن دیگر، قرآن می خواند تا با معارف آن آشنا شده و فلسفه و سبک زندگی خود را از آن به دست آورد و سپس بر اساس آن فلسفه و سبک زندگی با دیگران رفتار کند و اعمال صالح را با اخلاص و جلب رضایت الهی انجام دهد و این گونه به سادگی متاله و خدایی شده و با تقرب به خداوند از ظرفیت بالای ربوبیت به سبب ربانی شدن بهره مند گردد.(آل عمران، ایه ۷۹)

منبع: samamos.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

74 + = 77

Powered by moviekillers.com