خانه / مذهبی / ارتباط با خود خدا

ارتباط با خود خدا

نت ناب: لحظاتی چند حس می کنی که زمان از حرکت ایستاده است. انگار زمین فقط همان نقطه ای است که تو بر روی آن ایستاده ای و تو با تمام روحت، تنها به دور پروردگار خویش می گردی. حس می کنی دیگر جز تو و خدا، هیچ چیز و هیچ کس نیست. آنگاه می بینی که فرشته ای دعای تو را در حُلّه ای از نور می پیچد و به آسمان می برد و سپس می شنوی که گلدسته ها می گویند: «الله اکبر…».
آه، این لحظه ملاقات تو با خداست! «فَمَنْ کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحًا…»[۱] تو منتظر این دیدار بوده ای. تو امید این لقای مبارک را داشته ای و در آرزوی این لحظه، راه پرهیز در پیش گرفته ای. اینک خدا را دیدار خواهی کرد با چشم دلی که پرهیزگار است و امیدوار. اینک خدا پیش روی توست و دست هایت را در دست خویش گرفته است و به تو تبریک می گوید صبر و بردباری ات را.

ازتباط برقرار کردن با خدا
«اللّه اکبر…» آه، این صدا را با تمام روح خویش بشنو! این صدا را با بندبند جسمت پذیرا باش. آه که این کلمات را چه عاشقانه دوست می داری. آه که اینک بیش از هر موسم دیگر، صدای اذان را عاشقی. اینک معنای این سرود ملکوتی را جور دیگری درک می کنی. اینک اذان، تولد دوباره توست؛ تویی که برای رضای پروردگارت، در آتش تشنگی گداخته ای و دم برنیاورده ای و اینک چنان شادی که در زمین نمی گنجی. اینک، ملائک به تو غبطه می خورند. اینک، کرّوبیان آسمان، تو را بر بال خویش می نشانند و به عرش می برند. اینک، فرشتگان مهربان، لقمه در دهان خشکیده تو می گذارند و به درگاه معبود، قبولی روزه ات را دعا می کنند.
گوش کن گلدسته ها چه می گویند: «اللّه اکبر خدا بزرگ تر است»، بزرگ تر از همه اندوه های من، بزرگ تر از غم ها و دل تنگی های من، بزرگ تر از هر چه سختی و هرچه نومیدی، بزرگ تر از قریب ها و بعیدها، بزرگ تر از هرچه عشق، هرچه انتظار، هرچه رنج، بزرگ تر از فاصله ها و دوری ها، بزرگ تر از غربت، بزرگ تر از ممکن و محال. آری، خدا بزرگ تر از کوه گناهان من است، بزرگ تر از شرمی است که از خطاهای خویش دارم، بزرگ تر از همه آرزوها و خواسته های من است، بزرگ تر از همه مشکل ها و نشدنی هاست، بزرگ تر از همه هراس ها و میل و رغبت ها، همه زنهارها، رۆیاها، نویدها و عیدها و بزرگ تر از همه صبرها و بی قراری هاست. خدا بزرگ تر از نیاز و درماندگی من است، بزرگ تر از تشنگی روحم و گرسنگی جسم و جانم و بزرگ تر از عبادت ها و اطاعت هاست. آری، خدا بزرگ تر است، بزرگ تر… .
«اللّه اکبر…» آه، این صدا را با تمام روح خویش بشنو! این صدا را با بندبند جسمت پذیرا باش. آه که این کلمات را چه عاشقانه دوست می داری. آه که اینک بیش از هر موسم دیگر، صدای اذان را عاشقی. اینک معنای این سرود ملکوتی را جور دیگری درک می کنی. اینک اذان، تولد دوباره توست
شهادت می دهم که هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست. شهادت می دهم که محمد، فرستاده خداست و علی، دوست و ولی اوست… .
آه، ای دل عاشق. شهادت بده. با بندبند اذان، از نو ایمان بیاور و شهادت بده که خدایی جز معبود آسمان ها و زمین نیست. شهادت بده که تنها خدای یکتا، برای بنده اش کافی است.[۲] شهادت بده که برای رضای او روزه گرفته ای و از گناه دوری گزیده ای و به پاداش او امیدواری؛ پاداشی که خود به بندگانش وعده داده است. شهادت بده که برای رضای خدا، صبر و شکیبایی در پیش گرفته ای و برای آموختن راه صبر، روزه می گیری و هرگز به وعده های خدا که صابران را به آن مژده داده است، شک نمی کنی. شهادت بده که روزه گرفتن را با خدا پیمان بسته ای و این عهد را عاشقانه به سر می بری:
کسانی که به عهد خدا وفا می کنند و پیمان خود را نمی شکنند و هم به آنچه خدا امر به پیوستن آن کرده(است)، می پیوندند و از خدای خود می ترسند و از سختی هنگام حساب اندیشه می کنند، کسانی که در طلب رضای خدا، راه صبر پیش می گیرند و نماز به پا می دارند و از آنچه نصیبشان کردیم، پنهان و آشکار، انفاق می کنند و در عوض بدی های مردم، نیکی می نمایند، اینان هستند که عاقبت منزلگاه نیکو می یابند… سلام و تحیت خدا بر شما باد که صبر پیشه کردید و بس نیک است سرانجام شما… .[۳] اکنون، لقمه برچیدن از سفره های بی ریا و حلال، چه لذت گوارایی دارد. اکنون که به اذن خدا روزه می گشاییم، نعمت های زیبای پروردگار چقدر در نظرمان ارزشمند ترند نعمت هایی که همواره در دسترس ما بوده اند و چه بسا هرلحظه بی اعتنا از کنارشان گذشته ایم و به آنها عادت داشته ایم، اما اکنون به دیده تحسین و تقدیس به آنها می نگریم به طعامی که گرسنگی ما را فرومی نشاند و به اراده پروردگار، افطار ما را رقم می زند: «اَللّهمَّ لَکَ صَمنا… خدایا! برای تو روزه گرفتیم و با روزی تو افطار می کنیم از ما بپذیر…».
اینک به یاد بیاور که قرن هاست مۆمنان همه بر یک طریق و یک منوال روزه می گیرند و رمضان را درمی یابند. به یاد بیاور از زمانی که خدا به محمد(صلی الله علیه و آله) گفت: «کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ…» تا همین امروز، امت آخرالزمان، رمضان را روزه گرفته اند و از امر خدا پیروی کرده اند، اگرچه روزه در آیین پیامبران پیشین نیز بوده است
اینک تمام رزق و روزی پروردگارمان را به دیده منت و تبرک می نگریم. اینک بهتر می دانیم که اسراف چقدر ناپسند است و تباه کردن نعمت های پروردگار چقدر تلخ و دردناک. بهتر می دانیم که هر قطره آب، جان تشنه ای را از مرگ نجات می دهد و هر لقمه غذا، گرسنه ای را که در کام هلاکت اسیر است، احیا می کند. می دانیم که مال حرام، یعنی تصاحب روزی دیگران، یعنی آنچه را که دیگری بر سر سفره اش شدیداً به آن نیاز دارد، بی دلیل به سفره خویش بیاورم و تباه کنیم.
اینک به یاد بیاور که قرن هاست مۆمنان همه بر یک طریق و یک منوال روزه می گیرند و رمضان را درمی یابند. به یاد بیاور از زمانی که خدا به محمد(صلی الله علیه و آله) گفت: «کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ…» تا همین امروز، امت آخرالزمان، رمضان را روزه گرفته اند و از امر خدا پیروی کرده اند، اگرچه روزه در آیین پیامبران پیشین نیز بوده است، همچنان که قرآن می فرماید: «کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ…»[۴] اما طریق و روش گرفتن روزه، در آیین های گذشته با امت آخر الزمان متفاوت بوده است.
به یاد داشته باش که اکنون مولای تو، صاحب الزمان نیز روزه اش را در جایی از این زمین پهناور می گشاید و بی شک بر سفره افطار خویش، تمام مۆمنان را دعا می کند. به یاد داشته باش… دلت را به سوی او روانه کن و برای سلامت و ظهورش، در این لحظات، بیش از هر وقت دیگری دعا کن.

پی نوشت:
[۱]. کهف: ۱۱۰٫
[۲]. « أَ لَیْسَ اللّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ »، زمر: ۳۶٫
[۳]. رعد: ۱۹ ۲۴٫
[۴]. بقره: ۱۸۳٫
[۵]. «بِنَفْسی أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلِ مِنّّا». (دعای ندبه)
منبع: tebyan.net

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

21 + = 27

Powered by moviekillers.com